زبانحال پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم قبل از شهادت
فاطمه! ای نور چشمان ترم، کم گریه کن با دل سوزان کـنار بـسترم کم گریه کن دیدهات چون ابرِ باران، دیدهای بارانی است نـور دیده پیش چشمان ترم کم گریه کن گرچه گل با شبنم خود دیدنیتر میشود تو ولی یاس بهشتی، منظرم کم گریه کن گریههایت بعد من فریاد خواهد شد؛ ولی پیش چشمم ای گل غم پرورم کم گریه کن تو گلی و عـمـر تو از گل بُود کـوتاهتر زودتر از هر گل آیی در برم، کم گریه کن تا تو گریان میشوی، هفت آسمان گریان شود صبرکن ای ابر بارانآورم، کم گریه کن تا نیفـتادی ز پا، ای شمعِ جمعِ اهل بیت پیش من در لحظههای آخرم کم گریه کن دود وآتش چون بهشت وحی را در بر گرفت در عزای غنچه، ای نیلوفرم کم گریه کن رهبر مظلوم این امّت چو در خانه نشست پیش چشم اشکبارش دخترم کم گریه کن هرچه میخواهی «وفایی» گریه کن شب تا سحر تا که فردا باتو گویم در برم کم گریه کن |